وارن بافت سومین ثروتمند جهان

وارن بافت

 آیا باور می کنید سومین ثروتمند دنیا ، روزی دست فروش آدامس و نوشابه بوده است؟

او ( به گفته خودش )  در دورانی از جوانی خود، حتی ۱۰۰۰ دلار هم نداشته اما در همان روزها هم از زندگی خود لذت می برده است. این مرد ۸۷ ساله، در حال حاضر در همان خانه ای که ۴۱ سال پیش خریده است زندگی می کند و همچنان از زندگی خود لذت می برد! وارن بافت ، متولد ۳۰ آوریل ۱۹۳۰ در شهر اوماهای آمریکاست. پدرش آقای هاروارد بافت دلال سهام شرکت ها در بورس و مادرش لیلا استایل ، خانه دار بود. بافت دومین فرزند از سه فرزند خانواده است. وارن، پسر بچه ای کنجکاو و عاشق اعداد بود. او داده های مختلف را جمع آوری کرده ، اعداد را می شمرد و با پیش پا افتاده ترین وسایل مثل در بطری ها ، دسته بندی و شمارش را تمرین می کرد. اهل رقابت، اما تا حدودی کمرو و البته عاشق پول بود ! او در شش سالگی وقتی که همسن و سالهایش در کوچه و خیابان مشغول بازی بودند با خرید ۶ جعبه کوکا کولا به قیمت ۲۵ سنت از مغازه ی پدر بزرگش و فروش هر کدام از آنها به قیمت ۵ سنت اولین تجارت خود را تجربه کرد! وارن دبستان خود را در مدرسه رزهیل اوماها گذراند. ۱۰ ساله بود که به پدرش اصرار کرد او را به تماشای بازار بورس نیوورک ببرد. در سال ۱۹۴۰ پدرش در انتخابات کنگره آمریکا پیروز شد و به همین دلیل وارن و خانواده اش به واشنگتن دی سی منتقل شدند.

وارن بافت سومین ثروتمند جهان

در ۱۱ سالگی با پولی که از دست فروشی به دست آورده بود، سه سهم از شرکت citesservice  را برای خود و دو خواهرش به قیمت هر سهم  ۳۸ دلار خرید . مدت کوتاهی پس از این خرید، قیمت هر سهام به ۴۰ دلار رسید و او فوراً آن ها را فروخت . اما بزودی پشیمان شد. چون پس از مدت کوتاهی ارزش هر سهم به ۲۰۰ دلار رسید.  این تجربه، درس بزرگی به او داد. او دریافت که یکی از اصول سرمایه گذاری، صبر و شکیبایی است . سال ۱۹۴۷ یعنی در ۱۷ سالگی  از دبیرستان  وودرو ویلسون در واشنگتن دی سی فارغ التحصیل شد، اما در تمام این سالها شور و شوق کسب و کار و سرمایه گذاری در او موج می زد. کتاب های زیادی را دراین زمینه مطالعه کرد و تجربه های بسیاری در کسب و کار بدست آورد. با وجود اینکه پدرش علاقه زیادی به ادامه تحصیل وارن داشت اما او دو سال به دانشگاه نرفت چون فکر می کرد بیشتر از استادها می داند! تا اینکه بالاخره پس از شکست پدر در انتخابات کنگره و بازگشت خانواده به اوماها، وارن هم به دانشگاه بنراسکا رفت و با وجود کار تمام وقت، دانشگاه را در مدت ۳ سال یعنی تا قبل از ۲۰ سالگی به اتمام رسانید. او نیت داشت برای ادامه تحصیل به دانشگاه پنسیلواینا برود اما به دلیل سن پایینش پذیرفته نشد. سر انجام از دانشگاه کلمبیا پذیرش گرفت تا زیر نظر استادی بزرگ بنام بنجامین گراهام ، فوت و فن کوزه گری را بیاموزد. بنجامین گراهام نویسنده کتاب « سرمایه گذار هوشمند » از نوابغ آن زمان در زمینه ی سرمایه گذاری در بورس بود و تاثیرات شگرفی بر علم و البته آینده ی وارن گذاشت . گراهام و دیگر اساتید برجسته کلمبیا، درس های بزرگی از استراتژی های بنیادی سرمایه گذاری به بافت یاد دادند.

بافت تنها دانشجویی بود که در طول تحصیلش از درس گراهام نمره A+  گرفت. بعد از فارغ التحصیلی دوست داشت برای گراهام کارکند اما استادش پیشنهاد او را رد کرد. ناچار به وال استریت رفته و به عنوان دلال سهام مشغول به کار شد. در آن روزها او درآمد اندکی داشت. با همان سرمایه ی کم ، یک پمپ بنزین به راه انداخت که آن هم بازده رضایت بخشی نداشت. او به خانه اش در اوماها بازگشت و در بنگاه پدرش مشغول به کار شد. اما در تمام این مدت با گراهام در تماس بوده و تمام ایده های خود را برای او می فرستاد. او در زادگاهش با سوزان تامپسون آشنا شد و در آوریل ۱۹۵۲ با هم ازدواج کردند. آنها یک آپارتمان مخروبه ی پر از موش را به مبلغ ماهیانه ۶۵ دلار اجاره کردند و در سال ۱۹۵۳ اولین فرزندشان بنام سوزی متولد شد. آنها حتی برای صرفه جویی، از کشوی خراب لباس ها، برای فرزندشان تخت خواب درست کردند. وارن در این سالها برای غلبه بر ترس و خجالت از حرف زدن در جمع، در یک دوره از کلاس های دیل کارنگی شرکت کرد و نهایتا در دانشگاه اوماها به تدریس علوم و اصول سرمایه گذاری مشغول شد. تا این که پس از مدت ها ، وارن به آرزویش رسید. در سال ۱۹۵۴، گراهام با او تماس گرفت و از او دعوت کرد برایش کار کند. در ابتدا میزان حقوق او مشخص نبود. وارن بعدها گفت :« برای من مهم نبود چقدر دریافت می کنم ، مهم این بود که به خواسته ام رسیده بودم. » وارن و همسرش در اطراف شهر نیویورک خانه ای اجاره کردند و در آنجا ساکن شدند.

بافت روزها به تجزیه و تحلیل گزارشات و تحقیق درباره ی سرمایه گذاری های موفق مشغول بود. وارن، در آن سال ها به ستاره ی گراهام نیومن معروف شد. اما تفاوت ایده های بافت و گراهام روز به روز روشن تر می شد. گراهام فقط به دنبال اعداد و ارقام بود؛ اما بافت  اصرار داشت بداند چگونه یک شرکت در بین رقبا، به برتری می رسد. وارن به مدیریت یک شرکت به عنوان نقطه قوتی برای موفقیت فکر می کرد اما گراهام صرفاً به ترازنامه و صورت در آمد و سود و زیان تکیه می کرد. در سال ۱۹۵۶ یعنی شش سال پیش از ورود بافت به شرکت گراهام نیومن ، او سرمایه ی شخصی خود را از ۹۸۰۰ دلار به ۱۴۰۰۰۰ دلار رساند و این نشان دهنده ی استعداد فوق العاده ی او بود. در سال ۱۹۵۴ دومین فرزندش به دنیا آمد و نام آن را به یاد پدر و به افتخار استادش هاوارد گراهام گذاشت. اما در آن سال ها بافت بر این باور بود که باید رئیس خودش باشد و تجربیات ارزشمند خود را در زمینه سرمایه گذاری  محک بزند. بنابراین در سال ۱۹۵۶ با کوله باری از تجربه و اراده ای شکست ناپذیر و با تمام سرمایه ی خود به اوماها بازگشت و موسسه سرمایه گذاری بافت را تاسیس کرد. در واقع هدف اصلی او این بود که دوستان و اقوام در آن شرکت ، با قوانینی ساده، سرمایه گذاری و کار کنند. او همچنین به واسطه کسب تجربه از استاد بزرگی چون گراهام ، به شهرتی دو چندان دست یافت. همزمان کمی بعد از اینکه بافت از شرکت استادش رفت، گراهام هم تصمیم به بازنشستگی گرفت. او به همه ی مشتریان سابقش سرمایه گذاری در شرکت بافت را توصیه کرد و این گونه شد که کار و بار وارن رونق بیشتری گرفت.

او در اولین سال تاسیس، ۸ شراکت را با دوستانش آغاز کرد و در آغاز هر سرمایه گذاری ، مطمئن می شد که همه ی شرکاء، روش کاری او را درک کرده اند. او ، آنها را قانع می کرد که فقط در سهامی که زیر ارزش ذاتی آن قیمت گذاری شده، سرمایه گذاری می کند و همه ی سود به دست آمده را دوباره در همین سهام، سرمایه گذاری می کند. مثل گلوله برفی  که از بالای یک کوه به سمت پایین می غلتد، سرمایه اولیه اندک است اما به مرور زمان بزرگ و بزرگتر می شود. او همچنین به شرکای خود اعلام کرده بود که در سرمایه گذاری بسیار صبور است و از آن دسته سرمایه گذارانی نیست که اگر سهامش به مبلغ مشخصی برسد فوراً آن را نقد کند. البته این صبر او نهایتاً بسیار سود آور بود. در پایان  سال ۱۹۶۰ شراکت های او ۲۰درصد رشد داشت و این یعنی گلوله ی برفش، از ارتفاع بالایی در حال حرکت رو به پایین بود. از آنجایی که بافت درصد بالایی از سهام شرکت ها را می خرید، وارد هیئت مدیره ی آن شرکت می شد و این فرصت را داشت که به کمک مدیر شرکت آمده و جلوی تصمیمات نادرست و هدر رفتن پول های سرمایه گذران را می گرفت. در سال ۱۹۵۶ سومین فرزندش پیتر به دنیا آمد. در ۱۹۶۲ یعنی ۳۰سالگی وارن بافت، یک میلیونر شده بود. او در واقع به هدفی که از کودکی برای خود مشخص کرده بود رسید. میلیونر شدن تا قبل از ۳۵ سالگی!

بافت که سهام دار چندین شرکت متفاوت بود ، سعی کرد جهت اداره ی بهتر سرمایه گذاری ها، تمامی شرکت ها را در یک شرکت منسوجات بنام برکشایر هاتاوای ادغام کند. بدین ترتیب او در سال ۱۹۷۰ برای اولین بار رئیس شرکت برکشایر شد و همچنان با سرمایه گذاری های هوشمندانه، سرمایه و دارایی خالص او افزایش پیدا می کرد. بافت در ابتدای سرمایه گذاری خود در برکشایر، اموال بخش نساجی را فروخت اما نام تجاری شرکت را حفظ کرد و هنگامی که در بدست آوردن درصد بالایی سهام آن موفق شد، ماهیت شرکت را به یک شرکت سرمایه گذاری تغییر داد. در حال حاضر بر کشایر مالک بیش از ۴۰ شرکت از جمله کوکاکولا، ژیلت، IBM ، امریکن اکسپرس، واشنگتن پست و… است. بالاخره برای اولین بار نام او در مجله فوربس به عنوان یکی از۴۰۰ ثروتمند دنیا معرفی شد. در سال ۲۰۰۴ همسرش سوزان، بر اثر بیماری در گذشت و او در سال بعد با آسترید منکس (Astrid menks) ازدواج کرد. در سال ۲۰۰۸ بافت برای مدتی کوتاه ثروتمندترین مرد دنیا معرفی شد. وارن به شدت مخالف انتقال ثروت از یک نسل به نسل بعدی است به همین خاطر در ژوئن ۲۰۰۶ اعلام کرد بیش از ۷۰ درصد ثروت خود را به بنیاد خیریه بیل و ملیندا گیتس می بخشد. این میزان از کمک به خیریه در طول تاریخ آمریکا بی نظیر بوده است. او علی رغم داشتن ثروت زیاد به رفتاری فروتنانه و زندگی ساده معروف است. وارن همچنان در همان خانه ای که در سال ۱۹۵۸ در نزدیکی اوماها خریده بود زندگی می کند و ماشین شخصی او یک کایلاک DTS است .

سخنان انگیزشی از وارن بافت :

  • فکر می کنید تا ۱۰ سال آینده نمی توانید به آسانی به بخشی از اهدافتان برسید؟ پس حتی ۱۰ دقیقه هم به این اهداف فکر نکنید!
  • هرگز اصول کسب و کار را فراموش نکنید:« قیمت چیزی ست که می پردازید، ارزش چیزی است که به دست می آورید.»
  • شما نمی توانید داد و ستد خوبی را با آدم بدی انجام دهید.
  • همیشه می دانستم ثروتمند می شوم. فکر نمی کنم هرگز حتی برای یک دقیقه هم شک کرده باشم.
  • با افرادی معاشرت داشته باش که بهتر از خودت هستند.
  • چیزی که از تاریخ یاد می گیرم این است که مردم از تاریخ درس نمی گیرند!
  • مهم ترین خصوصیت یک سرمایه گذار، خلق و خویش است نه هوش و ذکاوتش. آدم برای این کار به اخلاقی نیاز دارد که نه از همراه بودن با جماعت سرخوش شود و نه از حرکت در خلاف جهتشان، خسته و نا امید.
  • سرمایه گذاری موفقیت آمیز نیازمند گذشت زمان، داشتن نظم، انظباط، صبر و حوصله است جدای از اینکه چقدر تلاش و استعداد به خرج می دهید، بعضی کارها «وقت» می خواهد.
  • من به دنبال این نیستم که از مانع ۲ متری بپرم. در عوض به دنبال مانعی ۳ سانتی متری هستم تا بتوانم رویش پا بگذارم و بالاتر روم.
  • به شما راز پولدار شدن را می گویم. خوب دقت کنید! هر وقت بقیه حریص بودند شما ترسو شوید هر وقت بقیه ترسو شدند، شما حریص شوید.

 

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:  کانال تلگرام آقای بازاریاب   |    پیچ اینستاگرام بزاززاده  

دکتری بازرگانی گرایش بازاریابی؛ تخصص اصلی من تحقیقات بازاریابی و مشاوره در خصوص بازاریابی صنعتی است؛ البته در حوزه بازاریابی بین الملل هم به طور جدی در حال فعالیت هستم. ارتباط با صنعت را همیشه دوست داشته ام و در کنار کارهای روزمره ام، سعی می کنم بهترین تئوری ها و مقالات تخصصی در حوزه بازاریابی را در قالب سایت بازاریابی آقای بازاریاب در اختیار علاقه مندان قرار دهم. شایان ذکر است که در طول 7 سال فعالیت صنعتی خود تا به حال در بیش از 36 شرکت و واحد صنعتی به عنوان مدیر بازاریابی، بازرگانی بین الملل و مشاور همکاری داشته ام؛ بر این باورم راه موفقیت صنعت ایران در حوزه فروش و بازاریابی داخلی و بین الملل مجهز شدن به ابزار بازاریابی صنعتی و تحقیقات بازاریابی است!

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

سایدبار کشویی

درباره من و دوستانم

درباره من و دوستانم

سید حجت بزاززاده؛ دکتری بازرگانی گرایش بازاریابی؛ تخصص اصلی من تحقیقات بازاریابی و مشاوره در خصوص بازاریابی صنعتی است؛ البته در حوزه بازاریابی بین الملل هم به طور جدی در حال فعالیت هستم. ارتباط با صنعت را همیشه دوست داشته ام و در کنار کارهای روزمره ام، سعی می کنم بهترین تئوری ها و مقالات تخصصی در حوزه بازاریابی را در قالب سایت بازاریابی آقای بازاریاب در اختیار علاقه مندان قرار دهم. شایان ذکر است که در طول 7 سال فعالیت صنعتی خود تا به حال در بیش از 36 شرکت و واحد صنعتی به عنوان مدیر بازاریابی، بازرگانی بین الملل و مشاور همکاری داشته ام؛ بر این باورم راه موفقیت صنعت ایران در حوزه فروش و بازاریابی داخلی و بین الملل مجهز شدن به ابزار بازاریابی صنعتی و تحقیقات بازاریابی است!

تلفن: 02122733086 

ایمیل:  Info@mrioi.com

سایت آقای بازاریاب = بازاریابی صنعتی: Mrvisitor.ir

موسسه تحقیقات بازاریابی ایده = تحقیقات بازاریابی: Mrioi.com

آدرس: تجریش، غلام جعفری، پلاک 37، موسسه تحقیقات بازاریابی ایده.

Social Media