آقای بازاریاب، حامی کالای ایرانی
?>

 در پست قبلی با انواع نظریات تجارت بین الملل آشنا شدیم، حال می خواهیم نظریه مرکانتیلیسم (Mercantilism) را شرح دهیم:

اولین نظریه ای که در اواسط قرن هفدهم در کشور انگلستان درباره ی تجارت بین الملل مطرح شد، نظریه ی مرکانتیلیسم بود. در این نظریه ذخایر طلا و نقره به عنوان اساس و پایه ثروت ملی و یکی از دلایل تعیین کننده در ارتباط با مبادلات خارجی کشورها بودند، چون در آن سال ها طلا و نقره وسیله ای برای پرداختن به تجارت های خارجی شمرده می شدند.موضوع اصلی و اساسی نظریه ی مرکانتیلیسم این بود که هر یک از کشورها بایستی تلاش نمایند تا کالای بیشتری صدور نمایند و کالای کمتری را وارد نمایند تا نهایتا به مازاد تراز بازرگانی دست یابند.

توماس مان(Thomas Mann) یکی از دانشمندان این مکتب در سال ۱۶۳۰ معتقد بود که روش برگزیده برای افزایش ثروت و ذخایر ملی، ورود به عرصه ی تجارت خارجی است، که در این زمینه بایستی همواره تلاش نمائیم تا بیشتر صادر و کمتر وارد نمائیم و نهایتا بر ذخایر پولی خود بیفزاییم. مرکانتیلیست ها به صادرات بر واردات اهمیت بیشتری می دادند تا به عظیم بودن حجم مبادلات خارجی. آن ها همچنین با کنترل کردن واردات و بالا بردن مازاد تراز پرداخت ها در راستای دخالت دولت در اقتصاد و تجارت خارجی و با بر قراری محدودیت های وارداتی مثل: سهمیه بندی و تعرفه گمرکی موافق بودند.

دیوید هیوم(David Hume) یکی از دانشمندان مکتب کلاسیک، بر نظریه مازاد تراز تجاری تاکید داشت. به عنوان مثال: کشور انگلستان در تجارت با کشور فرانسه به مازاد تجاری دست می یافت و برموجودی طلای این کشور افزوده می شد که نتایج آن این موارد بودند:

  1. افزایش حجم پول و افزایش تقاضا
  2. گرانی کالاهای صادراتی
  3. کاهش تقاضای خارجیان

با این پیش آمدها، وضعیت مازاد تراز بازرگان نمی توانست ادامه یابد. پس نتیجه ای که بدست می آوریم، این است که مازاد تراز بازرگانی یک کشور نمی تواند یک امر دائمی محسوب شود زیرا که موجب می شود که:

  • حجم پول بالا رود
  • تقاضا افزایش یابد
  • کالاها برای خریداران خارجی گران شود
  • صادرات کاهش یابد

علیرغم نارسائی هایی که در این دیدگاه وجود داشت، این دیدگاه تاکنون ادامه داشته و افرادی که به اقتصاد کلان توجه دارند و همچنین سیاستمداران موافق با صادرات و مازاد تراز تجاری، آن را راه گزینشی مناسب برای بالا رفتن قدرت ملی دانسته اند، اما اعتبار این نظریه به تدریج با پیشرفته شدن و جهانی شدن اقتصاد کاهش یافته است.

 برگرفته از کتاب بازرگانی بین الملل نوشته دکتر محمد حقیقی


مطلب قبلیمطلب بعدی

0 دیدگاه

  1. این مطاب در کتاب بازاریابی بین الملل ذکر شده بود اما چون به صورت مختصر به آن اشاره شده بود مطلب واضح شرح داده نشده بود….. ممنون که با بیانی شیوا این مطلب را به اطلاع رساندید! موفق باشید

    1. با سلام و ادب
      بله کاملا درست می فرمایید منبع این مطلب از کتاب بازرگانی بین الملل است متشکر از شما که که زمان صرف کرده و مطالعه کردید خیلی خوشحالم که ابراز رضایتمندی کردید. موفق و موید باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *