آقای بازاریاب، حامی کالای ایرانی
?>
بازاریابی

سایت بازاریابی آقای بازاریاب به نقل از آلامتو :

خوب، پس به هر راه و روشی که بود بالاخره موفق به کسب سمت مدیریت ارشد بازاریابی در سازمان خودتان شدید. برای خودتان بخاطر این دستاورد، تشویقی مناسب در نظر بگیرید، که واقعاً شایسته این تشویق هم هستید. خوب؟ حالا ضمن پذیرش تبریکات من، از شما تقاضا دارم که مراتب همدردی و تسلیت من را هم پذیرا باشید، چرا که سمت شغلی شما دیگر غیر متداول و قدیمی شده و اگر برای دست یافتن به سمت مدیر ارشد روابط عمومی در کنار داشتن وظایف یک مدیر ارشد بازاریابی تلاش نکنید، مطمئنا دیر زمانی نخواهد کشید که شخص دیگری را جایگزین شما می کنند.

برای قبول حرف من نیاز به گواه و مدرک دارید؟ به عنوان نمونه می توانید به موقعیت و سهم بازار محصولات اپل در کشور های مختلف اشاره بکنیم. با کوچکترین بررسی و مقایسه ای بین محصولات مختلف این شرکت شامل گوشی تلفن آن که تحت عنوان آیفون شناخته می شود و چند نمونه از محصولات جدید آن در بازار که یکی پس از دیگری به بازار معرفی می شوند اما بر خلاف گوشی های آیفون از سهم بازار آنچنانی برخوردار نمی شوند، می توانید به ارزش و جایگاه بازاریابی و روابط عمومی در فروش یک محصول و کسب سهم بازار بالاتر پی ببرید. اگر بطور دقیق تر بخواهم به این موضوع اشاره کنم باید به میزان وفاداری ۸۷% مشتریان به این گوشی های تلفن اشاره کنم. مشتریانی که از این محصول شرکت اپل استفاده می کنند، بطور غریضی قبل از اینکه گوشی آیفون قبلی که در حال استفاده از آن هستند از رنگ و رو بیفتد، به محض مطلع شدن از عرضه مدل جدیدی از گوشی نسبت به ثبت پیش سفارش خود اقدام می کنند. این سطح از وفاداری به شدت بالا در بین گروه اول از این مصرف کننده گان موجب ایجاد اعتماد به نفس در دیگران شده و در نهایت منجر به فروش بیشتر این محصول می شود – که به عبارتی می توان می گفت ۷۴٫۵ میلیون دستگاه از این گوشی ها تنها در طی سه ماه گذشته به فروش رفته است، در عین حالیکه شاید بتوان گفت در سطح شبکه های تلویزیونی و سایت های اینترنتی مختلف هیچ نشانی از تبلیغات این محصول را نمی بینید.

 

البته باید توجه داشت که هر شرکتی اپل نیست و هر محصولی هم گوشی آیفون و این ایده هم که “اجازه دهید هر محصولی خود معرف خودش باشد هم برای محصول هر شرکتی کارایی ندارد”، اما بطور خلاصه می توان گفت که راه چاره در دنیای امروزی برای هر برندی “تلاش برای عدم تاکید بر شیوه های بازاریابی سنتی و در عوض تمرکز بر موضوع وفاداری است”.

برای اغلب مردم، کلمه “بازاریابی” فقط و فقط یک معنا دارد و آن هم یک تمرکز تک وجهی بر موضوع فروش محصولات به هر شکل و قیمتی است. اما این رویکرد در دنیایی که شبکه های اجتماعی بلندگویی پر قدرت در اختیار مصرف کننده گان قرار داده است که از لحاظ قدرت با قدرت آن بلندگویی که پیش از این در اختیار بازاریابان بود برابری می کند، دیگر کارساز نیست.

در عوض، در این دوره موضوع وفاداری مطرح شده است که نیازمند انتقال ارزش هایی از برند است که مردم خواهان آشنایی با آن هستند. امروزه مصرف کننده گان از انتخاب های بسیار زیادی برخودار هستند و بیش از هر زمانی برند هایی را انتخاب می کند که بتوانند در مورد آن ارزش یا اعتقادی شخصی را به دیگران انتقال دهند. پس راه چاره برای انتقال ارزش های عمومی تولید محتوایی اختصاصی و هدفمند برای گروه مشتریان هدف است که نه تنها برند را معرفی کند، بلکه معرفی از مصرف کننده هم باشد.

به عنوان یکی نمونه کوچک ایرانی از این مورد هم می توان به مجموعه رستوران های پدر خوب اشاره که در ابتدا با هدف ارزش آفرینی برای مشتری و با پشتوانه فکری – – “اگر راضی نیستم دخترم از غذای رستورانم بخورد، نباید راضی باشم که بچه های مردم هم از این غذا بخورند” – – ایده فست فود بدون روغن را ارائه کرد و با وجود اینکه مدت زمان زیادی از تاسیس آن نمی گذشت موفق به داشتن ۲۵ شعبه در سالهای اول تحت نظارت بالا بر روند کیفیت و ارائه خدمات و همچنین در نظر داشتن تمامی زیرساخت های لازم نمود که همگی می تواند به دلیل ارزش نهادن به مشتری باشد. البته به نظر می رسد که این مجموعه رستورانی در سالهای اخیر با سرعت سالهای اولیه رشد نکرده و از برنامه خودش که قرار بود در طی ۵ سال ۱۱۰ شعبه در سراسر کشور داشته باشد، عقب افتاده است؛ چرا که در حال حاضر طبق اطلاعات منتشر شده بر روی سایت رسمی این مجموعه تنها ۳۳ شعبه در سراسر کشور را تحت مدیریت خودش دارد.

زمانی که یک مشتری به یک برند وفادار می شود، همواره برای خرید های بعدی خودش هم به آن مراجعه می کند، چرا که در مراجعه به فروشگاه های برند احساسی ناشی از متفاوت بودن نسبت به دیگران در خودش می بیند. اصولا مردم در پی یک تعامل مالی همواره در پی کسب مطلوبیت هستند، اما نکته بالاتر و با ارزش تر از این مطلوبیت احساسی ناشی از معنا است. ایجاد وفاداری در مشتری کاری بس سخت تر از بازاریابی و فروش به وی است و نه تنها نیاز به ارزش گذاشتن به مشتری را می طلبد، بلکه نیازمند دوست داشتن وی و داشتن تعاملی دو سویه با وی می باشد.

تهیه و تدوین : واحد تامین محتوا

مطلب قبلیمطلب بعدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *