۲ مرداد, ۱۳۹۸

آشنایی با شش کلاه تفکر در بازاریابی بخش اول…

بازاریابی و تفکر با یکدیگر ارتباط تنگاتنگی دارند. تفکر کردن یکی از منابع بشری است که می توان آن را نامحدود در نظر گرفت. منظور ما از نامحدود این است که هر انسانی اگر بخواهد، می تواند در حد بی نهایت به تفکر بپردازد. این روند در بازاریابی هم صادق است و یک بازاریاب برای این که جز بهترین های رشته خود باشد نیازمند تفکر های اصولی و هدفمند است.

اگر بازاریاب از سطح فکری ای که دارد راضی باشد این امر نشان دهنده این است که؛ او در بازاریابی به شدت ضعیف است. این حالت نشان دهنده این است که چنین بازاریابی به همین سطح از توانایی های خود دلخوش است و گمان می کند این سطح از توانایی و تفکر کفایت می کند!

بازاریابی و مشکل اساسی در تفکر

یکی از مشکل های اساسی در تفکر و اندیشیدن برای بازاریابان این است که آنان در هنگام تفکر سردگم و گیج می شوند و این روند کار را برای آنان دشوار می کند. در واقع آن ها تمایل دارند که همزمان کار های متعدد و خوبی را تجربه کنند ولی در این بین احساس، امید، خلاقیت و منطق نیز به آنان حمله ور می شود و به همین دلیل وضعیت آنان در هنگام تفکر مانند فردی است که بین زمین و هوا معلق مانده است.

مزایای این روش

روش شش کلاه تفکر برای رهایی از سردگمی در تفکر و تصمیم ها شکل گرفته است تا بتواند به فرد بهترین راهکار را برای تفکر ارائه کند. با استفاده از شش کلاه تفکر فرد می تواند اندیشه خود را هدایت کند. بازاریابی که از شش کلاه تفکر برای اندیشیدن به مسائل کاری خود بهره می برد یاد می گیرد که، اندیشه خود را به شکل هدفمندتر و صحیح تری هدایت کند.

در روش شش کلاه تفکر به بررسی کلاه قرمز، کلاه سیاه، کلاه سبز، کلاه زرد، کلاه آبی و کلاه سفید می پردازیم. هر کدام از این کلاه ها بیانگر یک روش خاص برای تفکر برای بازاریابی است که تصمیم گرفته است از هر کدام از این روش ها بهره ببرد. در مطلب های بعدی به طور جداگانه به بررسی هر کدام از این کلاه ها خواهیم پرداخت با ما همراه باشید…

 

ممکن است به مقاله های زیر علاقمند باشید:

دیدگاه خود را ارسال کنید

نام خود را وارد کنید
دیدگاه خود را وارد نمایید.

برای امنیت، استفاده از سرویس reCAPTCHA گوگل مورد نیاز است که موضوع گوگل است Privacy Policy and Terms of Use.

اگر با این شرایط موافقید، لطفا here کلیک کنید.