داشتن برند در صنعت گردشگری هر کشوری می تواند بازاریابی گردشگری را متحول کند. برای ساخت یک برند گردشگری باید چندین مرحله را طی کرد که در مطلب قبلی به سه گام مورد نیاز توجه کردیم و در این مطلب به ادامه ی این مبحث می پردازیم.

چهارمین گام در آموزش ساخت برند در بازاریابی گردشگری:

گام چهارم در ساخت برند گردشگری داشتن برندی ساده اما جذاب است. بازاریابی گردشگری هر کشوری نیازمند این است که با ساختن برندی مناسب بتواند گردشگران را جذب کند در این راستا برندی که در  زمینه ی گردشگری ساخته می شود باید ساده اما جذاب باشد و این قابلیت را داشته باشد تا در تبلیغ ها از آن استفاده کرد. اگر برندی جذاب نباشد نمی تواند بازاریابی گردشگری را متحول کند. هر برندی نیازمند جذابیت است اما اگر بتوان این جذابیت را با سادگی توام کرد می توان بازاریابی گردشگری را رونق بخشید.

پنجمین گام در آموزش ساخت برند در بازاریابی گردشگری:

پنجمین گام در ساخت برند گردشگری این است که بازاریابان این صنعت در راستای بهتر شدن عملکرد صنعت گردشگری، کارایی و اثر بخشی برند را مورد تحلیل قرار دهند. برند ها نیز تاریخ انقضا دارند! یادتان باشد این مسئله در بازاریابی گردشگری هم صدق می کند. ممکن است در دوره ایی از زمان برند گردشگری کشور شما قابلیت خود را با توجه به شرایط بازار از دست دهد در چنین حالتی بازاریابان صنعت گردشگری باید تلاش کنند تا برندی را ایجاد کنند که کارایی و اثربخشی به روزتری داشته باشد.

ششمین و آخرین گام در آموزش ساخت برند در بازاریابی گردشگری:

در ششمین گام برای ساخت یک برند گردشگری از هرم نام تجاری استفاده کنید. به این منظور دارایی های اصلی گردشگری کشور خود را در نظر بگیرید سپس، به بررسی این مسئله بپردازید که گردشگران چه احساسی از بازدید از کشور شما دارند؟ و کشور شما را چگونه توصیف می کنند؟ همچنین این نکته را حتما در نظر بگیرید که کشور شما چه ویژگیِ منحصر به فردی نسبت به رقیبان خود در بازاریابی گردشگری دارد و در آخرین گام استفاده از هرم نام تجاری به DNA   اصلی کشور خودتان در بازاریابی گردشگری توجه کنید این بدین معناست که خاص ترین عنصر اصلی گردشگری کشور خودتان را پیدا کنید زیرا این مرحله یعنی تضمین موفقیت شما در ساخت برند در بازاریابی گردشگری!

اگر بتوان گام هایی را که در این مطلب و مطلب پشین به آن اشاره شد به درستی پیمود می توان برندی مناسب را در صنعت گردشگری ساخت و بازاریابی گردشگری ایران را متحول و پُررونق نمود.


صابونچی

نویسنده :  سرکارخانم مینا جعفرصابونچی

مطلب قبلیمطلب بعدی

25 دیدگاه

  1. درود بر همگي،
    از اين كه گام مروبط به آموزش ساخت برند در بازاریابی گردشگری را به طور كامل تشريح نموديد بسيار سپاس گزارم، اميدوارم كه با رعايت اين گام ها شاهد رونق هر چه بيشتر اين صنعت باشيم.
    با سپاس

  2. امیدوارم که بتوانیم با تبلیغ درستو ساخت یک برند به بازاریابی بپردازیم مثلا در شهر اصفهان با صنایع دستی که معرف تمام کشورها میباشد یا شهر مشهد بارگاه زیارتی باعث جذب گردشگرهای مختلفی شده که ما باید در قبال گردشگران وظیفه خدمت رسانی جهت بازاریابی انجام دهیم تا یک برند موفق در دنیا باشیم

  3. کشور ما غنی از فرهنگ .هنر و …
    با یک تبلیغ درست و بهنگام میتونیم این سرمایه هارو برای خودمون حفظ کنیم .
    البته اگر فن کسب سالم رو پیش بگیریم.

  4. ۳گام در ساخت برند گردشگری در مطالب گذشته بررسی شد .
    گام چهارم : داشتن برندی ساده اما جذاب
    گام پنجم : مورد تحلیل قرار دادن برند توسط بازاریابان
    گام ششم : استفاده از هرم نام تجاری

  5. مسعود نداف
    براى ساخت برند گردشگرى اول بايد در كشور يك جايگاه بسازيم در آموزش ساخت جايگاه برند گردشگرى يك بازارياب بايد به ذهنيت گردشگران توجه نمايد

  6. برند صنعت یک مفهوم ذهنی است که در ذهن افراد شکل می گیرد.امروزه داشتن برند ملی گردشگری از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشد که دولت ها منابع زیادی را صرف ساختن برند ملی گردشگری می کنند،بالا رفتن ارزش برند منجر به جذب سرمایه های بیشتر در صنعت گردشگری و رونق گردشگری و رونق اقتصاد می گردد،بازاریاب از طریق برند می تواند گردشگر جذب کنند و صنعت گردشگری را متحول کند.

  7. برای ایجاد یک DNA گردشگری در کشور ورونق صنعت گردشگری بازاریابان حوزه گردشگری ایران برای موفقیت در جذب گردشگران باید ابتدا با ایجاد یک نام تجاری برای صنعت گردشگری تلاش کنند تا بدین وسیله جایگاه مناسبی را در ذهن گردشگران ایجاد نمایندوبایستی با ارایه نمونه‌هایی از صنایع دستی و. ….به گردشگران که این امر کمک میکند تا گردشگران همواره از سفر به کشور ما خاطره خوب و ماندگاری با خود به همراه داشته باشند حتی در طول سالیان دراز این یک خاطره مثبت شده در ذهن آنها میباشد داشتن یک نام تجاری منحصر به فرد میتواند سبب شود که خدمات و محصول های گردشگری ایران در ذهن گردشگران دارای یک جایگاه والا شود مثلا با معرفی تبریز به گردشگران به عنوان قطب فرش دستباف ایران و اصفهان به عنوان قطب صنایع دستی به گردشگران میتواند یک خاطره تثبیت شده در ذهن آنها ایجاد نماید.

  8. علل ناموفق بودن ایران در برندآفرینی گردشگری ناشی از رویکرد سلیقه ای، موردی و مقطعی آن است. نداشتن یک راهبرد مشخص و مدون، بی توجهی به ارزش و اهمیت برند گردشگری ، تاکید زیاد بر جاذبه های گردشگری به جای جذب گردشگر، بینش ها، باورها و نگرش های متفاوت، متنوع و متضاد، ضعف شدید در داشتن بازاریابی گردشگری حرفه ای و تخصصی، عدم سرمایه گذاری اساسی در حوزه بازاریابی گردشگری، اتکا به همایش ها و نمایش های کم محتوا، تکراری و بی نتیجه، انتظار نا به جا از بخش خصوصی برای برند آفرینی و در نهایت وجود گروه های غیر حرفه ای برای بازاریابی و برندسازی از جمله مهمترین دلایل این عدم موفقیت است.

  9. از آنجایی که افراد تازه دارند مسائل برند سازی را در ایران یاد میگیرند
    باید توجه به این داشت که فعلا برندسازی آن هم در صنعت گردشگری کاملا بصورت حرفه ای که نیست هیچ بلکه سلیقه ای و حتی استفاده از افکار دیگران است که خیلی مواقع به برند سازی هیچ ربطی ندارد
    وقتی یک شخص با برندسازی آشنایی داشته باشد میتواند راحت تر برنامه ریزی در جهت برند شدن کرد
    حالا چون مسئله برندسازی در صنعت گردشگری صحبت شده است
    با توجه به اینکه مکان های زیادی در ایران برای گردشگری وجود دارد پس برندسازی و تبلیغات بسیار خوب جواب خواهد داد
    البته بصورت درست و اصولی

  10. به نظر من
    برندينگ يك اسلحه استراتژيك براي برنامه ريزي بلندمدت در صنعت گردشگري محسوب مي شود. توسعه و گسترش يافتن برند مي تواند منجر به كاهش بيشتر ريسك براي توسعه محصول، توسعه بازار يا تنوع سازي شود.

  11. در ساخت برند گردشگری همانطور که در گام ششم اشاره شد احتیاج به داشتن نقاط قوت است تا برند معتبر گردد همانند کالاهای دیگر که اگر کالای با کیفیت انتخاب نگردد برند با شکست مواجه خواهد گردید، متاسفانه در زمینه گردشگری برندینگ با مشکلات زیادی مواجه میباشد که جزو ابتدایی ترین امکانات و استانداردها برای جذب توریست است و تازه بعد از رفع این مشکلات میتوان به مبحث برندینگ پرداخت . زیرساخت های ضعیف کشور نسبت به سایر کشورها از قبیل کیفیت فرودگاه ها یا هتل ها ،فرهنگ ضعیف پذیرش توریست ، مقررات پوشش اجباری و محدودیت مراکز و کلوب های تفریحی ،مراکز خرید نامناسب، باعث گردیده است که انگیزه لازم از اکثر توریست های خارجی و پول خرج کن گرفته شود و فقط شاهد ورود توریست های اغلب مسن و یا توریست های جهانگرد ضعیف که انگیزه ای جز آثار تاریخی پراکنده کشورمان ندارند باشیم البته در اینجا استثنایی هم وجود دارد و آن گردشگری مذهبی است که انگیزه آنها هم عشق به اهل بیت و خودجوش می باشد .

  12. در کشور ما کلا بازار گردشگری معنا و مفهوم خاصی ندارد و همه چیز شدیدا با بی برنامه گی مواجه است ما باید به فکر گردشگر هم باشیم نه که تا یه مو و چشم رنگی میبینیم بخوایم تیقش بزنیم این مثالی است که من به شخصه دیدم در جلوی ارامگاه حافظ در شیراز از مردم معمولی و بومی ۳۰۰۰هزار تومن برای بلیط دریافت میکنند ولی از گردشگر مبلغ ۲۰۰۰۰۰ هزار تومن یعنی بیش از هفت برابر تا زمانی که اوضاع به این منوال پیش میرود گردشگری با هر تعداد گام راه به جایی نمیبرد

  13. صنعت گردش گری و جاذبه های گردش گری یکی از منابع درآمد هر کشور محسوب میشود
    برند یعنی ساختن یک ذهنیت خوب در ذهن همگان و هر چه این ذهنیت محکم تر و پایدارتر باشد قطعا گردش گران بیشتری را به ان کشور میکشاند
    برند شاید مفهومی فراتر داشته باشد.. برند یعنی امنیت، زیبایی، صنایع دستی خوب، هوای خوب، نطافت و احترام و ادب به گردشگران با هر مذهبی
    پس هر کشوری بتواند امنیت و اطمینان و جذابیت بیشتری داشته باشد قطعا میتواند گردش گران بیشتری راجذبدکند

  14. نه جانم تا فرهنگمون ساخته نشه تا مرز باز رو درک نکنیم و فکرمون تو قم و جمکران باشه نمی تونیم کشور خوبی برای مخاطبی که از فضای باز تر میاد باشیم ، یادمون باشه وقتی حرف میزنیم نمیشنویم وقتی مشت گره کرده داریم نمی تونیم دست دوستی بدیم

  15. کسب‌وکار اصلی هیات گردشگری، فروش تعطیلات (به عنوان محصول) است. تا زمانی که این هیات تخصص بازاریابی، منابع و صبر کافی دارد، بازاریابی مقصد در مقایسه با پیچیدگی‌های تصویر ذهنی ملی، ‌کاری نسبتا ساده‌تر است و هیات گردشگری می‌تواند تا حد زیادی از افزایش شمار گردشگران ورودی مطمئن باشد.
    با این حال گردشگری، تاثیرات ثانویه کمتر شناخته‌شده‌ای نیز دارد که آن را تبدیل به یکی از اندک ابزارهایی کرده که به وسیله آن می‌توان «تصویر ذهنی کلی برند» یک کشور را تقویت کرد.بدیهی است که تجربه خوشایند گذراندن تعطیلات در یک کشور، این قدرت را دارد که «تصویر ذهنی برند» آن کشور را به سرعت و حتی برای همیشه در ذهن گردشگر تغییر دهد. اغلب مردم وقتی از کشوری بازدید می‌کنند، تعصبات و پیش‌داوری‌های ذهنی خود را در مورد آن کشور کنار می‌گذارند. این عامل بسیار حائز اهمیت است؛ چرا که مردم در مورد تعطیلات خود با دیگران صحبت می‌کنند. اگر تعداد افراد بازدید کننده از آن کشور- به‌خصوص گروه‌های جمعیتی بانفوذ- به اندازه کافی باشد، ‌به مرور زمان تبلیغات شفاهی می‌تواند موجب بهبود قابل توجهی در تصویر ذهنی بین‌المللی کشور شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *