مصاحبه  با خانم عطیه سادات شیخ احمدی

در این مطلب به مصاحبه با خانم عطیه سادات شیخ احمدی از نویسندگان موفق کشورمان می پردازیم، پشتکار و برنامه ریزی راز موفقیت  این بانوی ایرانی است که میتواند یکی از عوامل موفقیت در کسب و کار هر فرد باشد، به خصوص برنامه ریزی و مدیریت مناسب با توجه به فرصت ها و محدودیت ها نقاط قوت و ضعف و به عبارتی ماتریس  swot  می تواند در موفقیت یک بازاریاب و مدیر نقش به سزایی را ایفا کند.

امیدواریم این مصاحبه افق های جدیدی را در راه رسیدن به اهداف زندگی فراروی خوانندگان گرامی مستر ویزیتور، به خصوص تحصیل کرده های رشته مدیریت قرار دهد.

سلام و درود خدمت شما دوست عزیز:

شاید سوال کلیشه ای برای شروع مصاحبه باشد ولی این می تواند سوال جذابی باشد که به ما بگویید چندساله هستید و از کی نویسندگی را شروع کردید؟

متولد ۱۳۵۰ هستم و از ۱۶ سال قبل آغاز به نویسندگی کردم.

در چه رشته ای تحصیل کردید؟

رشته ادبیات

چگونه به نویسندگی علاقه مند شدید؟

شانزده سال قبل دل نوشته هایم را روی کاغذ منتقل می کردم اما، به علت احساسی بودن که فوق العاده عاطفی و غمگین بود، تصمیم گرفتم آن ها را دور بریزم، یکی از خواهر هایم که از خودم کوچکتر است به نام “لیلا” نوشته هایم را خواند و مرا تشویق به نوشتن رمان کرد. چهار سال بعد همان نوشته هایی که می خواستم دور بریزم شدند فصلی از رمان “بازیچه”. البته ناگفته نماند زمینه نویسندگی را هم داشتم چرا که در دوران دبستان، راهنمایی و دبیرستان انشایم خوب بود. جا دارد از تمام معلم هایم تشکر و قدردانی کنم. مخصوصا سرکار خانم ناهید فکری عزیز و بزرگوارم که معلم کلاس اولم بودند و سعادت این را داشتم بعد از ۳۷ سال ایشان را ملاقات کنم. یک هفته قبل ایشان به منزل ما تشریف آوردند و از دیدنشان فوق العاده خوشحال شدم و برایشان آرزوی طول عمر و سلامتی دارم.

پشتکار و برنامه ریزی، راز موفقیت در زندگی

 

سایت تخصصی بازاریابی - مارکتینگ - بازاریابی - بازاریابی اینترنتی – بازرگانی – اصول بازاریابی -  - visitor - MRVisitor  مدیریت بازاریابی –marketing -336

تا کنون چند کتاب نوشته اید و در چه زمینه ای؟

۱۷ کتاب نوشته ام. ۱۱ رمان بلند و ۴ داستان کوتاه و ۲ داستان کودک. هفت عنوان از رمان هایم به نام های:

  • بازیچه
  • فرار از فرار
  • دلشکسته
  • بخاطر تو
  • تنهایی
  • انتظار
  • عشق واقعی را چاپ نموده ام.

“بازیچه” و “فرار از فرار” و “دلشکسته “ به مرحله چاپ دوم رفته است اما، بقیه کتاب هایم را بخاطر هزینه های زیاد چاپ و پرداخت قسط کتاب های چاپ شده ام و همچنین حمایت نکردن هیچ سازمان و ارگانی نمی توانم چاپ نمایم. “بازیچه” در سال ۹۱ به عنوان کتاب برتر انتخاب شد، رمان “فرار از فرار” هم در سال ۹۴ به عنوان کتاب برتر انتخاب شد. در نخستین جشنواره بهار کتاب کردستان موفق شدم مقام اول را به دست آورم. رمان هایم در زمینه خانوادگی و اجتماعی هستند.

در نوشتن کتاب های خود از چه چیزهایی الهام می گیرید؟

برای نوشتن کتاب هایم از تخیل و افکار خودم و همچنین از زندگی و سرنوشت افراد جامعه و هم از کسانی که موفق بوده اند و همچنین از کسانی که  شکست خورده اند به نوعی الگو می گیرم.

بطور مختصر توضیح بفرمایید از ابتدا که تصمیم به نوشتن یک کتاب دارید، چه روندی رو در پیش می گیرید؟

سعی می کنم در رابطه با نوشته هایم تمام جوانب و مقررات را رعایت نمایم که هم آموزنده باشند و هم آن که با نوشته هایم بتوانم زندگی عده ای را نجات بدهم. نمونه اش نوشتن کتاب ” فرار از فرار” بود که گره از کار و زندگی خیلی ها باز کرده است. در همین رابطه دو سال قبل در نمایشگاه کتاب سنندج زن و مردی با دخترشان به سراغم آمدند و زن مدام مرا می بوسید و در آغوش می گرفت. حتی نتوانستم از اینکه دستم را ببوسد جلوگیری کنم. همسر آن خانم هم دستمالی روی دستم انداخت و دستم را بوسید. تعجب کردم که چه شده؟ وقتی علت را جویا شدم متوجه شدم این زن و شوهر در آستانه متارکه بودند که زن رمان فرار از فرار مرا خوانده بود و پس از آن چنان از قهرمان رمان درس می گیرد که به زندگی باز می گردد. همسرش هم با اشک های شوقش این جمله را گفت که باعث دلخوشی ام شده:

« عطیه خانم شما زندگی من را نجات دادی، سپاس سپاس بخاطر نوشته های زیبایت».

برنامه هایتان را برای آینده مکتوب می کنید؟

بله. البته هیچ کس از آینده خبر ندارد که آیا عمرش به دنیا می ماند تا برنامه هایی را که در نظر دارد اجرا کند یا نه؟ با این وضع آنچه را که مد نظرم هست را در دفترچه یادداشت هایم می نویسم.

توصیه شما برای کسانی که می خواهند نویسندگی را آغاز کنند، چیست؟

توصیه ام این است واقعیت هایی را که شنیده و دیده اند اگر به درد جامعه و خصوصا جوانان امروز می خورد را به رشته تحریر درآورند البته رویا پردازی و استفاده از تخیل خود ما هم نقش مهم و بسزایی در رابطه با نوشتن دارد.

دیدگاه شما نسبت به زندگی چگونه است؟

در زندگی همه، چه افراد سالم و چه معلول فراز و نشیب های زیادی وجود دارد. زندگی برای همه یکسان نیست. عده ای در رفاه زندگی می کنند و عده ای در تنگنا و سختی. جالب اینجاست بعضی از افراد از لحاظ امکانات رفاهی مشکلی ندارند اما از لحاظ آرامش روح مشکل دارند، اینجاست که پی می بریم برای زنده ماندن و زندگی کردن ثروت و امکانات رفاهی ملاک نیست، بلکه چطور زندگی کردن مهم است.

آیا اراده می تواند بر محدودیت های زندگی شخص چیره شود یا جبر جامعه؟ چه پیشنهادی به مخاطبان خود در این خصوص دارید؟

بله، اراده، تلاش و پشتکار رمز موفقیت در هر کاری است. من معتقدم انسان تحت هر شرایطی که باشد با توکل بر خدا همراه با اراده استوار می تواند بر محدودیت ها غلبه کند و پله های رشد و ترقی را طی نماید.

سایت تخصصی بازاریابی - مارکتینگ - بازاریابی - بازاریابی اینترنتی – بازرگانی – اصول بازاریابی -  - visitor - MRVisitor  مدیریت بازاریابی –marketing -337

و حرف آخر:

این روز ها به ندرت و کمتر از زمان های قبل پیش می آید هنگام خواندن روزنامه، مجله، کتاب و یا تماشای فیلم های تلویزیون به نوعی متاثر از آنچه خوانده یا دیده ایم اشک از چشم هایمان جاری شود و یا از ته دل بخندیم و یا برای تصمیمی دشوار عزم خود را جزم کنیم با این اوصاف نباید زمان و فرصت ها را از دست بدهیم. درست است روزگار آنچنان بر همه سخت گرفته است که فرصت نوشتن و فکر کردن را دشوار کرده ولی باید خود ما تصمیم نهایی را بگیریم و برای نوشتن که فیزوتراپی روح است اقدام کنیم.

«با سپاس فراوان از این که وقت گرانبهای خود را در اختیار ما قرار دادید»


سرکار خانم نسترن پویان زاده

نویسنده:سرکار خانم نسترن پویان زاده

مطلب قبلیمطلب بعدی

2 دیدگاه

  1. سلام و ادب
    ضمن عرض خسته نباشید و خدا قوت به شما خانم دکتر پویان زاده که با چنین شخصیت فرهیخته ای مصاحبه کردید….
    درس های زیادی از این مصاحبه فرا گرفتیم به خصوص….
    ” درست است روزگار آنچنان بر همه سخت گرفته است که فرصت نوشتن و فکر کردن را دشوار کرده ولی باید خود ما تصمیم نهایی را بگیریم و برای نوشتن که فیزوتراپی روح است اقدام کنیم”
    این جمله بسیار تاثیر گذار بود….
    به امید توفیقات روز افزون

  2. سلام و درود بی کران خدمت شما دوستان بزرگوار..
    سپاس از خانم پویان زاده عزیز بابت مصاحبه ی جذاب و تاثیر گذارشون…
    چقدر خوشحال شدم از اینکه داستان های این نویسنده عزیز و بزرگوار، باعث نجات زندگی عاطفی یک خانواده شده.. و شاید این بزرگترین موفقیت و دلنشین ترین نتیجه برای یک نویسنده است…
    با آرزوی موفقیت های روزافزون برای این دوست مهربان و نویسنده ی دوست داشتنی.
    شاد و سربلند باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *