سایت تخصصی بازاریابی، آقای بازاریاب

گاهی اوقات انسان هایی دور و اطراف ما هستند که بدون دانستن هیچ یک از اصول بازاریابی، فقط با کمی صفای دل، کسب و کار پر رونقی را برای خود ترتیب داده اند. یکی از این مشاغل، نانوایی است. علی شاطر، نانوای سالخورده ای که ۵ دهه است در این صنف فعالیت می کند. همیشه نانوایی او شلوغ است و مردم در صف طولانی در انتظار گرفتن نان از او هستند. هیچکس از بودن در صف ناراحت نیست، چراکه وقت گذراندن در صف نانوایی علی شاطر را به نفع خود می دانند.

کمی آن طرف تر نانوایی دیگری است، داخل نانوایی خیلی شیک و تمیز است؛ شاطر این نانوایی فرد عبوس و تنبلی است که صبح ها دیر از خواب بلند می شود؛ با عجله کیسه های آرد را داخل همزن خالی می کند؛ آب می ریزد و برای آماده سازی سریع خمیر از جوش شیرین کمک می گیرید. تنور را روشن می کند و خمیر ها را با بی سلیقگی روی صفحه تنور می اندازد و نان های بد شکل و خمیر سوخته را تحویل مردم می دهد. او مشتری زیادی  ندارد. همیشه هم از بی پولی و صرف نکردن شغل نانوایی می نالد. او خود را نانوا حرفه ای معرفی می کند و نان های بیات شده روی پیشخوان مغازه را نشان از نانوا بودن خود می داند. اما همیشه در تعجب است که چرا نانوایی علی شاطر پر رونق تر از نانویی اوست. برای شناخت بهتر علی شاطر، مصحابه ای را با مشتریانش ترتیب دادیم:

  • علی شاطر کیست؟

  • و چرا شما مشتریان ثابت او هستید؟

  • رمز موفقیت او چیست؟

فردی لاغر و نحیف، اما پر تلاش. او صبح زود قبل از طلوع خورشید بر می خیزید. خمیر را آماده می کند و به آن فرصت می دهد تا به صورت طبیعی تخمیر و آماده پخت شود. مزه نان های او تلخ و جوش شیرینی نیست؛ چراکه اجازه می دهد تخمیر به شکل طبیعی صورت گیرد. او قبل از استفاده، با حوصله اجازه می دهد تا تنور نیم ساعت گرم شود و به حرارت پایدار برسد. سپس خمیر ها را به صورت کاملا شکیل و صاف روی میز پهن می کند و اندکی کنجد به انها اضافه می کند و به شکلی مرتب و همزمان خمیرها را به تنور می زند. حرارت تنور را کم و متعادل نگه می دارد. و صبورانه منتظر می ماند تا تمام خمیر ها، به اندازه کافی حرارت ببیند.

طوری نان می پزد انگار می خواهد آن را تقدیم عزیزترین فرد زندگی اش کند. چند نیمکت داخل مغازه گذاشته است تا هر کس می خواهد روی آن بنشیند و خسته نشود، هر از چند گاهی هم برای مشتریان خود چای و آب تعارف می کند و از اینکه آنها باید معطل شوند عذر خواهی می کند. مردم از گرمای برخورد علی شاطر، از نان های با کیفیت او مجذوبش شده اند و حاضرند حتی چند ساعت هم در صف منتظر  بمانند.

  • از این داستان، چه نتیجه ای می گیریم؟

  • یک ویزیتور خلاق کدام سبک را باید سرلوحه کار خود کند؟

  • سبک نگرش علی شاطر یا سبک نگرش کاری نانوای تنبل، عبوس؟

  • آیا صداقت در کار بهتر است یا با تقلب خود را زرنگ دانستن؟

  • خوش رویی بهتر است یا عبوس بودن؟

به نظر، علی شاطر یک فروشنده، بازاریاب، ویزیتور موفق است، چراکه هم خوب می فروشد و هم همه از او راضی هستند و از او به نیکی یاد می کنند.


سید حجت بزاززاده

نویسنده: سید حجت بزاززاده

  

مطلب قبلیمطلب بعدی

0 دیدگاه

  1. با سلام. سبک نگارش متن جالب بود و مرا به یاد خاطرات دوستی مان انداخت. هرچند این سبک هنوز کمی نیاز به کار دارد تا بیشتر مخاطب پسند شود.دو بند آخر متن بویژه سطور آخر بهتر تدوین شده. با آرزوی موفقیت.
    ضمنا ۵۰ دهه هم شاید نیاز به اصلاح داشته‌باشد.
    این سوالات ریاضی سخت را هم هی نپرسین لطفا. برا یه پیام باید کلی فسفر سوزوند آخه:)

    1. با سلام، از همراهی و حسن نظر شما متشکرم .
      .در مورد سوالی که به صورت ریاضی پرسیده میشود باید عرض کنم که این ابزاری است جهت جلوگیری از فعالیت ها و ارسال نظر رباتهای مزاحم که در بستر اینترنت فعالیت میکنند و ناچار از استفاده این ابزار هستیم.

  2. با سلام و عرض خسته نباشید؛ به نظر بنده این مطلب ارتباطی به بازاریابی با تعاریف کلاسیکی که در این سایت ارائه شده ندارد و به قول بعضی‌ها موضوع مصادره‌ی به مطلوب شده. تصویر ذهنی که من از گزارش ارائه شده و عکسی که در آن آمده این است که این شخصیت کسی نیست که با انجام برخی اقدامات در پی “فروش بیش از حد نان‌هایش” باشد، بلکه بنده‌ی خدای معتقد و قانعی است که به دنبال رزق حلال کفاف است و رضایت مشتریانش به خاطر رضایت پروردگارش برایش مهم است. در عکس چندتا از ۱۰ اشتباه نابخشودنی که آقای کاتلر بیان کرده را می‌توان دید. به نظرم اتلاق ویزیتور موفق به کسی که خدا به کسبش برکت داده درست نیست مگر اینکه بخواهید تعریف جدیدی از ویزیتوری و بازاریابی ارائه دهید که من امیدوارم چنین باشد.

    1. با سلام و تشکر از حسن توجه شما. باید چند موضوع را خاطر نشان کنم و اول اینکه اکثر انسانهای موفق، موفقیت خود را مرهون لطف و عنایت الهی میدانند. و کاسبان گذشته ما اصول بازاریابی را نخوانده و نمیدانستند اما با این باور که خداوند شاهد و ناظر اعمال آنهاست سعی در رعایت انصاف و به قول خودمان گوش کردن به ندای وجدان داشتند و چون به مشتری احترام میگذاشتند و اجناس مرغوبی به آنها میفروختند کاسبیشان رونق میگرفت که این مباحث را در امروزه با نام مدیریت ارتباط با مشتری میشناسیم. کم کم که صنایع بزرگ به میان امدند عوامل دیگری نیز همچون تبلیغات، بازاریابی و …اضافه شدند و صنایعی که نتوانستند رقابت کنند از قافله جا ماندند. این صنعتی که در اینجا ذکر شده ،جزء صنایع کوچک است که با وجود ورود نان های صنعتی بخاطر مسائلی چون فرهنگ و ذائقه مردم همچنان پابرجاست و نیازی به بازار یابی گسترده ندارد. اما به دلیل آنکه طبق گفته کاتلر مشتری مدار است و نیاز مشتری هدف را به درستی درک میکند (نان های سالم و برشته و حتی کنجدی تحویل مردم میدهد) توانسته از رقیب خود پیشی بگیرد. چه بسا این نانوا توانسته فعالیت رقیب خود (عدم کیفیت و رفتار نامناسب) را پیکیری کند و عکس این رفتار را داشته باشد. بازاریابی این شرکت به صورت دهان به دهان بین افراد محل بوده که استراتژی موفقی بوده و نیازی به تغییر آن ندارد. و همچنین استراتژی تولید و تکنولوژی او نیز به دلیل رضایت مشتریانش و کیفیت محصولاتش مناسب به نظر میرسد. با اینحال اگر موضوعی هنوز هست که جای سوال برایتان دارد در خدمت هستم.

    2. با سلام و احترام به نقطه نظر شما در رابطه با انچه بیان کرده اید .
      باید خاطر نشان کنیم کسانی هم که به دنبال کسب روزی حلال هستند می توانند برای افزایش روزی خود استراتژی های بازاریابی را درپیش بگیرند.کسب روزی حلال منافاتی با راهبردهای بازاریابی ندارد.حال بعضی عمدا و یا گاهی بدون اینکه خود متوجه باشند از روش های بازاریابی استفاده می نمایند. به نظر من مدیریت ارتباط با مشتری نیز در رفتار و برخورد این شاطر محترم ، به طور پررنگ به چشم می خورد، اگر نگاهی به چرخه تعامل با مشتری داشته باشیم و مراحل دریافت، درک کردن مشتری،کمک کردن و حفظ مشتری را در نظر بگیریم به راحتی می توانیم هر چهار مرحله تعامل با مشتری به خصوص مرحله دریافت( گذاشتن نیمکت در مغازه و پذیرایی از مشتریان)، مرحله درک کردن( ارائه نان با همان کیفیت که مردم می خواهند)، مرحله حفظ(بازگشت مجدد مشتری به خاطر دریافت نان با کیفیت عالی) را در عملکرد علی شاطر و افراد محترم دیگری چون او ببینیم. بنابراین مطالب ارائه شده کاملا مرتبط با مباحث بازاریابی می باشند.

    3. با سلام
      به نظرم دوستان تقریبا در مفاهیم اصلی اشتراک دارند و آن اینکه موضوع مشتری مداری از مبانی اصلی موفقیت در کسب و کار می باشد . تمامی مکاتب شرقی و غربی و ادیان زمینی و آسمانی بر این اصل تاکید دارند در صورتیکه یک کسب و کار موفق است که بتواند از زاویه مشتری به محصول خود نگاه کند و ارزش مداری مشتری در اولویت باشد. وقتی هدف یکی باشد می توان با یک مهندسی معکوس به نقطه شروع خود را رساند.
      در هر صورت با هر ترمینولوژی چه علی شاطری و چه فلیپ کاتلری می توان قواعد علم بازاریابی را به زبان ساده برای مبتدیان فرموله نمود.

  3. با توجه به اهميت گسترده ي مشتري كرايي اين فرد به دليل توجه به ذائقه ي مشتريان خود توانسته است بازار محصول خود را براي سال ها حفظ نمايد، در نتيجه هنگامي كه يك محصول بتواند هم بازار و هم مشتري خود را حفظ نمايد امكان گسترش بازار را براي خود فراهم نموده است، كه همين امر باعث مي شود اين محصول بازار هميشگي خود را داشته باشد و يا اقدام به گسترش آن نمايد، در چنين موقعيتي محصول به راحتي بازار مصرفي خود را پيدا مي كند و هيچ گاه دغدغه ي فروش چنين محصولي وجود ندارد در نتيجه سودآوري همواره به صورتي ثابت و يا حتي به صورت افزايشي خواهد بود و تاثير كمي از تغييرهاي نسبي قيمت مواد اوليه مي گيرد و در اين حالت است كه بازاريابان دچار ضرر طولاني مدت و گسترده نمي شوند و همواره مي توانند به دنبال استراتژي گسترش بازار خود باشند و وقتي كه بازاريابان با آسودگي خاطر بتواند بازار فعلي خود را حفظ كنند و يا آن را گسترش بدهند در نتيجه نسبت به رقيب هاي خود جلوتر هستند در نتيجه امكان اين كه بخواهند در اين بازار ناموفق باشند كم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *