سایت تخصصی بازاریابی، آقای بازاریاب

در این مقاله تلاش می کنیم تا راه های جذب مشتری را در شاخه نوینی از علم بازاریابی به نام بازاریابی ورزشی بررسی کنیم، موارد زیر راه کار های لازم را مشخص می نماید:

  • برای جذب مشتری جدید هیچ گاه از مشتری قدیمی غافل نشوید:
    اگر چه جذب مشتری جدید کاری جذاب است ولی اگر مشتری قدیمی چنین بپندارد که اهمیت خود را از دست داده است از شما دور خواهد شد.

 

  • پس از بروز مساله (از نظر ارتباط با مشتری) هر چه سریع تر آن را حل کنید.
    هیچ سازمان، کالا یا خدمتی نمی تواند برای همیشه کامل باشد. در ارتباط سازمان با مشتری امکان دارد، مساله یا شکایتی به وجود بیاید.
    شکایت تبدیل به ابراز نظر مثبت و موجب افزایش وفاداری مشتری خواهد شد.
    معمولا افراد آخرین رویداد را بیشتر در ذهن خود نگه می دارند و اگر آخرین رویداد این باشد که سازمان برای حل مساله دریغ نکرده است، این اقدام می تواند موجب حفظ و تقویت ارتباط با مشتری شود.
    کل داستان در این است که مشتریان ناراضی بیش از مشتریان راضی، دوست و رفیق دارند. از همین دیدگاه تمایل بیشتری دارند که درباره حرکت نامناسب یک فروشگاه یا نارضایتی خود از یک محصول و خدمات به دوستان، خانواده و همتایان بگویند، ولی درباره خوبی سازمان یا فروشگاه سخن زیادی بر زبان نمیارند.

    راه های جذب مشتری در بازاریابی ورزشی

  • همیشه حالت بدون باخت به وجود بیاورید.
    هیچ گاه نباید مشتری بازنده باشد. اگر در یک معامله مشتری بازنده باشد، احتمال کمی وجود دارد که باز هم به آن فروشگاه مراجعه یا از همان محصول استفاده کند.

در اینجا دو راه حل برای جذب مشتری در بازاریابی ورزشی وجود دارد که هم مشتری و هم فروشنده می توانند برنده باشند:

  1. فروشنده برای حفظ مشتری و افزایش وفاداری او در مواردی سود کم را تحمل کند، البته برای یک دوره کوتاه مدت.
  2. دادن پاداش، بابت وفاداری مشتری که در نتیجه در هر معامله سود فروشنده اندکی کمتر می شود ولی با افزایش تعداد مشتری ها این کمبود جبران خواهد شد.
  • همیشه حق با مشتری نیست ولی مساله مهم تفهیم این موضوع به مشتری است.
    اغلب مشتری مرتکب اشتباه می شود. امکان دارد مشتری انتظار های نامعقولی داشته باشد. این یک واقعیت است که سازمان بدون مشتری نمی تواند وجود داشته باشد اما، کارکنان واحد فروش باید بتوانند به مشتری تفهیم کنند که اشتباه از جانب او بوده است، ولی باید در این کار ظرافت عمل وجود داشته باشد.

 

  • مشتری خواستار لذت است نه تامین رضایت.
    فقط تامین رضایت مشتری موجب ایجاد وفاداری وی نسبت به سازمان نخواهد شد،بلکه لذت بردن از محصول و خدمات موجب افزایش وفاداری خواهد شد. اگر سازمان ها بتوانند با مشتریان صمیمی شوند و به خواست مشتری گوش دهند موجب خواهند شد که آنان از این رابطه لذت ببرند. برای اینکه مشتری از محصول لذت ببرد نباید هزینه محتمل شود. اگر خدمت ارائه شده از حد انتظار بیشتر باشد، موجب لذت بردن وی از این خدمت خواهد شد.
  • نباید فراموش کرد که مشتری حق انتخاب دارد.
    از آنجا که بازار ها روز به روز بیشتر می شوند، هیچ سازمانی نمی تواند در مورد وفاداری مشتریان مطمئن باشد. بسیاری از مشتریان به ظاهر راضی به محض اینکه روزنه ای پیدا شود به شرکت رقیب روی می آورند. هر سازمانی که متوجه وجود فرصتی شود باید تماس های خود را با مشتریان بیشتر و رابطه را تقویت نماید. یک تلفن به مشتری برای آگاهی از دیدگاه وی درباره خرید می تواند رابطه را تقویت نماید.

 

  • برای پی بردن به خواست مشتری به حرف های او گوش فرا دهید.
    دوره ای که سازمان ها تصمیم می گرفتند چه کالایی را عرضه کنند و سپس آن را به مشتری تحمیل می کردند به سرعت به پایان می رسد. تنها راهی که می توان متوجه خواست مشتری شد؛ این است که به حرف های آن ها گوش فرا دهیم. اگر کسی حرف بزند و ما به او گوش ندهیم، با ما خداحافظی خواهد کرد. ارتباط بامشتری بر پایه همین اصل قرار دارد. یکی از سریعترین راه ها برای از دست دادن مشتری این است که آن ها را نادیده گرفته و به آنها توجه نکنیم.

 

  • درباره کالا و خدمات دیدگاه مثبت داشته باشید.
    کسانی که برای یک سازمان کار می کنند باید در مورد آن سازمان و محصول های آن همواره تصویر مثبتی به مشتری ارائه کنند. می گویند یک کارخانه بزرگ تولید خودرو دارای دو توقفگاه بود. توقفگاه نخست که از خیابان مجاور قابل مشاهده بود متعلق به آن دسته از کارکنان بود که با خودروی تولیدی همین شرکت به محل کار خود می آمدند. کارکنانی که با خودروهای تولیدی شرکت های دیگر به آنحا می آمدند ناگزیر بودند در توقفگاه دوم، دورتر از خیابان مجاور توقف کنند. شرکت دارای این دیدگاه بود که اگر مشتریان بالقوه مشاهده کنند که کارکنان شرکت از محصول های شرکت های رقیب استفاده می کنند ، این پرسش در ذهن آن ها خطور می کرد.

 

  • خود را به جای مشتری بگذارید تا احساس او را درک کنید.
    همیشه ارزش آن را دارد که خود را به عنوان مشتری بدانید که به سازمان وارد می شود. همیشه خود را به جای مشتری بگذارید و آنگاه بپرسید: آیا این سازمان از ورود من استقبال به عمل می آورد؟ هر قدر مشتری را بیشتر درک کنید توازن بین مشتری و محصول به صورتی در می آید که کفه ترازو به نفع مشتری سنگین تر خواهد شد

تهیه و تدوین:تیم تولید محتوا


شاید به مطالب زیر علاقه مند باشید

تأثیر مدیرت ارتباط با مشتری(CRM) در مدیریت فروش

آموزش بازاریابی در شبکه های مجازی: لطف کنید به روز باشید!

مطلب قبلیمطلب بعدی

7 دیدگاه

  1. با سلام
    ممنون از مطلب مفیدتون
    قسمت مشتری خواستار لذت است نه تامین رضایت. رو خیلی خوشم اومد
    باتشکر
    حمیدرضا فیضی

  2. واقعا اگر همه فروشنده ها به لذت مشتری تمرکز کنند واز سود فروشگاه کمی بکاهند و رضایت مشتری را مد نظر بگیرند تمام آنها تبدیل به مشتری وفا دار خواهند شد

  3. با سلام
    ۴ راه برای جذب مشتری به شرح ذیل میباشد
    ۱: تبلیغات: راز تبلیغات موفق در این است که به ازای پولی که صرف میکنید راه های نوید بخشی به وجود بیاورید . اگر این طور شود به شما کمک میکند پیامی رابدهید که نه تنها نظر مشتری را جلب کند بلکه ارزش محصولی را که به مشتری پیشنهاد میدهید راهم به خوبی نشان دهد
    ۲: شبکه سازی و ارجاع : ارجاعاتی که یا به دنبال شبکه سازی صورت میگیرد یا موسسات تجاری دیگر تنها یک راه ساده برای جلب مشتری نیست . این کار راهی است برای پیدا کردن مشتریان با نرخ های بالا
    ۳ : کار تیمی : راه دیگری است که میتواند به عنوان اهرم نفوذ به منابع استفاده کنید و آن طرح میزبان ذینفع است
    ۴ : همکاری های راهبردی : ممکن است از همکاری به عنوان گامی موثر استفاده کنید که در صنعت از آن با همکاری راهبردی یاد می کنید ، در حالی که یک رابطه میزبان ذینفع معمولا کوتاه مدت و یک بار برای همیشه است .

  4. بازاریابی ورزشی بما می آموزد که در یک معامله ، هیچ گاه نباید مشتری بازنده باشد زیرا در این صورت احتمال کمی برای مراجعه ی بعدی وجود دارد و فروشنده برای حفظ مشتری برای یک دوره ی کوتاه مدت، باید سود کم را تحمل کند و با دادن پاداش بابت وفاداری، تعداد مشتری ها را افزایش داده و کارکنان فروش باید بتوانند در صورتی که اشتباه با مشتری بوده باشد ، این موضوع را به مشتری تفهیم نمایند و لذت بردن از محصول و خدمات از سمت مشتری نیز موجب افزایش وفاداری مشتری خواهد بود و نباید نیاز مشتریان نادیده گرفته شوند و باید به آنها توجه کنیم.

  5. بازاریابی ورزشی بما می آموزد که در یک معامله ، هیچ گاه نباید مشتری بازنده باشد زیرا در این صورت احتمال کمی برای مراجعه ی بعدی وجود دارد و فروشنده برای حفظ مشتری برای یک دوره ی کوتاه مدت، باید سود کم را تحمل کند و با دادن پاداش بابت وفاداری، تعداد مشتری ها را افزایش داده و کارکنان فروش باید بتوانند در صورتی که اشتباه با مشتری بوده باشد ، این موضوع را به مشتری تفهیم نمایند و لذت بردن از محصول و خدمات از سمت مشتری نیز موجب افزایش وفاداری مشتری خواهد بود و نباید نیاز مشتریان نادیده گرفته شوند و باید به آنها توجه کنیم.

  6. ما نیز مانند هر کسب وکار دیگری روشهای بازاریابی خاص خود را داریم و به احتمال زیاد آنها را مدام تکرار می کنیم. تعجبی ندارد که این روشها کهنه شوند! اگر راهی جدید را تجربه کنیم، احتمال این بیشتر می شود که افراد جدید ما را آزمایش کنند؛ بنابراین به آدمهای جدید دست خواهیم یافت. اگر محصولات یا خدمات تکراری و قدیمی را ارائه دهیم، (و آنها را با روش های قدیمی تکراری بازاریابی کنیم) قطعا با همان آدم های قدیمی مواجه خواهیم شد. ارائه یک سرویس یا کالای جدید، یا خط تولید جدید و مطلع ساختن افراد از آن راهی برای جذب مشتریان جدید خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *