سایت تخصصی بازاریابی، آقای بازاریاب

مقاله سید حجت بزاززاده در روزنامه وطن امروز انسان ها از طلوع آفتاب یعنی زمانی که بیدار می شوند تا زمانی که به خواب می روند در ارتباط با دیگران هستند. حتی در بُعدی وسیع تر انسان ها در زمان خواب هم به نوعی در ارتباط هستند. در واقع می توان گفت ارتباطات هیچ گاه از انسان ها جدا نبوده است و این خود نشان دهنده ی اهمیت موضوع شناخت درستِ مفاهیم ارتباطات است.

ارتباطات در فضای امروز جهان آنچنان اهمیت دارد که می توان بدون تردید گفت: اگر در چارچوبی وسیع تر به آن بنگریم می توانیم نتیجه بگیریم بیشتر مشکلات در سطح جهانی را می توان با ارتباطات موثر رفع کرد.

ارتباطات و تجارت

ارتباطات دُرست، می تواند نزاع های خانوادگی، تعارض های بین نسلی، تعصب های اخلاقی و مذهبی و قومیتی، جنگ ها و نزاع های جهانی را از بین بِبَرد. در کنار فواید ارتباطات که ذکر شد، می توان ارتباطات را در چارچوب تجارت هم مفید دانست. یکی از ارکان مهم در ایجاد یک ارتباط موثر در بازاریابی و تجارت این است که مدیران بدانند چگونه ارتباط هدفمندتری را با شرکای تجاری، مدیران پایین دست و یا بالا دست و کارکنان برقرار کنند. اگر بخواهیم فروش و بازاریابی بهتری را به عنوان یک مدیر تجربه کنیم ناگزیر هستیم که ابتدا بدانیم ارتباطات چیست؟ و چرا می تواند در بهبود کسب و کار موثر باشد.

ارتباطات و مدیریت

در گذشته و در مبحث مدیریت سنتی، بحث ارتباطات بی اهمیت قلمداد می شد زیرا، در مدیریت سنتی ارتباطات در حد دستور دادن مدیر به زیر دستان خلاصه می شد و به همین علت تنها به بُعد سلسله مراتبی آن نگریسته می شد. در چنین حالتی مدیران فکر می کردند ارتباطات نمی تواند بر روی فروش و بازاریابی محصول ها و خدمات آن ها اثر گذار باشد. به همین علت در نظریه های مدیریت سنتی هیچ کاه ارتباطات در تئوری های مدیریت قرار نگرفت و به طبع این مبحث جایی هم در بازاریابی باز نکرد.

مدیریت همیشه در فضای بستر کلاسیک خود پیش نرفت، به موازات تحول های دنیای فروش و بازاریابی و شناخته شدن اهمیت ارتباطات، نظریه های مدیریت هم رشد کرد و بالنده شد. امروزه در دنیای واقعی تجارت به علت متغیر بودن محیط های بازاریابی و فروش هر مدیری ترکیبی از دو بخش کلاسیک و مدرن را همزمان بازی می کند و به اهمیت موضوع ارتباطات بیشتر واقف گشته است.

جالب است بدانید با وجود جدی نگرفتن بحث ارتباط در قالب مدیریت سنتی، هیچ گاه، هیچ سازمانی از ارتباطات غیر رسمی خود تهی نشد. در بحبوحه ی سال هایی که مدیریت کلاسیک ارتباطات را تنها به دستور دادن سلسه مراتبی یک طرفه ی مدیر به زیر دست می دانست، در پشت ساختار های خشک سازمان ها، ارتباطات غیر رسمی چون بستر یک رودخانه جاری بود تا در نهایت خود را به اقیانوس ارتباطات رسمی سازمان متصل می کرد. این قدرت ارتباطات بود که توانست مدیریت را به جایگاه فعلی رهنمون سازد و نشان دهد که در کنار تمام تعاریف رایج مدیریت، می توان

مدیریت را هنر برقراری ارتباط با دیگران دانست

به موازات این تحولات، مدیران متوجه شدند که با داشتن ارتباط های بهتر می توانند تیم بازاریابی قوی تری داشته باشند و در نهایت این چرخه آن ها را به هدف های کسب سود رهنمون می کند. مدیری که از ارتباطات درست بهره بَرد با تیم های کاری از جمله تیم بازاریابی سازمان هم ارتباط بهتری دارد و کارکنانی که مفهوم ارتباطات را درک کرده اند فروش و بازاریابی بهتری را تجربه می کنند و در نهایت این سود است که ماه عسل نقش موثر ارتباطات را به رخ ساختار سازمانی می کشد.

با توجه به مباحث گفته شده، ارتباطات می تواند یک بحران را به یک فرصت تبدیل کند. مدیریت خشک را منعطف کند، در بین کارکنان و بخش بازاریابی و فروش چون شبحی به گردش در آید و بسیاری از مشکلات سازمانی را با ظرافت حل کند.

 

مطلب قبلیمطلب بعدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *